هنرستان فنی و حرفه ای کمال دانش

info@kamaledanesh.ir

0098-21-77208610

شما اینجا هستید: خانه » معرفی کتاب » مدیریت زمان »
۱۳۹۸ پنج شنبه ۱۶ خرداد

اولین مورد "تمایل" است: یعنی باید تمایل و اشتیاقی شدید و سوزان برای رسیدن به هدف خود داشته باشید تا بتوانید زمان را تحت کنترل خود بگیرید و به حداکثر بهرهوری و در نتیجه افزایش سرعت رسیدن به اهداف و زیاد کردن نتایج برسید. دومین مورد، "تصمیمگیری" است: یعنی باید تصمیم واضح و مشخصی بگیرید که میخواهید تکنیکهای مدیریت زمان موثر را تمرین کنید تا به عادت تبدیل شوند.

قابل توجه هنرجویان هنرستان رشته کامپیوتر و هنرجویان هنرستان رشته حسابداری با معرفی کتاب (مدیریت زمان) با شما هستیم.

هنرستان رشته کامپیوتر معرفی کتاب

سومین مورد، "تعهد" است: هنگام شروع مدیریت زمان، وسوسه های مختلفی به سمت شما میآیند که سعی میکنند شما را از مسیرتان منحرف کنند و بنابراین باید در مواجهه با همه وسوسه ها تعهد و پایداری کامل داشته باشید تا سرانجام به یک مدیر زمان عالی تبدیل شوید. دقت کنید که مورد اول یعنی تمایل باعث تقویت تعهد شما به مدیریت زمان میشود. و چهارمین مورد، که از بقیه مهمتر است، "ترتیب و انضباط" است: باید ترتیب و انضباط شخصی کافی داشته باشید تا مدیریت زمان تبدیل به یک عمل مداوم و در نتیجه به یک عادت در زندگی شما تبدیل شود. تعریف انضباط این است: تمایل شما به وادار کردن خودتان به صرف هزینههای لازم (یعنی انجام دادن هر کاری که لازم است)، چه از آنها خوشتان بیاید و چه نیاید. داشتن ترتیب و انضباط برای موفقیت حیاتی و لازم است. برای این که به یک مدیر زمان خوب تبدیل شوید، باید هزینه زیادی پرداخت کنید که این پرداخت هزینه یکی از ویژگیهای مهم و بارز بین افراد موفق و افراد ناموفق است. انسانهایی که هزینههای لازم (زمان و تلاش) را صرف میکنند، بعد از مدتی به خوبی روی زمان زندگی خود کنترل پیدا کرده و از آن به درستی استفاده میکنند و در نتیجه به یک انسان موفق تبدیل میشوند. اما از سمت دیگر، افرادی که این هزینههارا نمیدهند، دیگر نمیتوانند از زمان خود به خوبی استفاده کنند و در نتیجه به یک انسان بازنده و شکست خورده تبدیل میشوند. به همین خاطر یکی از مهمترین قوانین موفقیت این است که "عادتهای خوبی در خود ایجاد کنید و این عادتها را به ارباب خود تبدیل نمایید. " در این کتاب، یاد میگیرید چگونه عادتهای خوبی ایجاد کنید و سپس به آنها اجازه دهید تا شما را شکل دهند. در این کتاب روشهایی را میبینید و فرا میگیرید که در قرن ۲۱ بسیاری از انسانهای موفق به وجود آنها پی بردند و آنها را در زندگی خود به کار بردند و بنابراین توانستند به رویاها و اهداف خود برسند. به خاطر داشته باشید که مدیریت زمان در حقیقت همان مدیریت زندگی است و اولین گام آن این است که برای هر لحظه زندگی خود ارزش قائل شوید و قدر آن را بدانید و بنابراین از هر تک لحظه به خوبی استفاده نمایید. باید به خود بگویید، "من قدر زندگیام را میدانم و هر لحظه و ساعت آن برای من با ارزش است و بنابراین میخواهم از این لحظات به خوبی استفاده کنم تا بیشترین نتایج ممکن را از این ساعتها به دست بیاورم. " خبر خوب این است که مدیریت زمان یک مهارت و بنابراین مانند هر مهارت دیگری قابل یادگیری است. میتوانید آن را مانند راندن دوچرخه، تایپ روی صفحه کلید یا انجام یک ورزش با تمرین و پشتکار یاد بگیرید. مدیریت زماناز یک سری روشها، استراتژیها، و تکنیکها ایجاد شده و شامل یک سری مهارت است که میتوانید آنها را یاد بگیرید، تمرین کنید و با تکرار و تعهد و پایبندی به آنها مسلط شوید. کاری که می‌توانید را با هرچیزی که دارید در همان جایی که هستید انجام دهید باید به خود بگویید، "زندگی من با ارزش و مهم است و هر لحظه و ساعت آن برای من با ارزش هستند. من می‌خواهم از این ساعت‌ها به خوبی استفاده کنم تا بتوانم به حداکثر مقدار ممکن در این زمان برسم." خبر خوب این است که مدیریت زمان یک مهارت است و همه مهارت‌ها قابل یادگیری هستند. مدیریت زمان مانند راندن یک دوچرخه، تایپ کردن روی صفحه کلید، یا انجام یک ورزش است. این از یک سری روش‌ها، استراتژی‌ها، و تکنیک‌ها ایجاد شده است و شامل یک سری مهارت است که می‌توانید یاد بگیرید، تمرین کنید و با تکرار و تعهد و پایبندی به آن‌ها مسلط شوید.

بخشی از متن کتاب
شکل تفکر و احساسی که نسبت به خودتان دارید، به مقدار زیادی روی کیفیت و شکل زندگی شما تاثیر گذار است. باید به خاطر داشته باشید که هسته احساسی شخصیت شما از عزت نفستان ناشی میشود که به عنوان "چقدر خود را دوست دارید" تعریف میشود. 
عزت نفس شما به مقدار زیادی به روش استفاده شما از زندگی و زمانتان و چگونگی رسیدن به نتایج وابسته است و بنابراین برای افزایش مقدار آن، باید موثرتر کار کنید و به اهداف و نتایج بیشتری برسید. ا اگر از زمان خود به خوبی استفاده نکنید و در نتیجه کارتان عملکرد پایینی داشته باشید و به نتایج مورد نظرتان نرسید ( یا نتایج کمی به دست بیاورید ) ، مقدار عزت نفس شما کاهش زیادی پیدا میکند. 
وجه دیگر عزت نفس، "خود-موثربودن" است که به عنوان مقدار قابلیت، خلاقیت و توانایی در نظر گرفته میشود که احساس میکنید برای حل مشکلات و انجام کار دارید. 
انسانهایی که زمان خود را به خوبی مدیریت میکنند، احساس مثبت بودن، اعتماد به نفس و بردوش داشتن مسئولیت زندگی را تجربه میکنند و بنابراین سطح عزت نفس آنها افزایش مییابد و در نتیجه "خود-موثربودن" آنها نیز بیشتر میشود.

قانون کنترل
مدیریت زمان برمبنای یک اصل ساده تعریف شده است که به آن "قانون کنترل" میگویند. این قانون میگوید هرچه بیشتر حس کنید که زندگی در کنترل شما است، به همان اندازه احساس بهتری درباره خود دارید. به همین صورت هرچقدر بیشتر احساس کنید که کنترل زندگی دست شما نیست، بیشتر درباره خود احساس منفی پیدا میکنید. 
فلاسفه به تفاوت میان مکان درونی کنترل که در آن حس میکنید ارباب سرنوشت خود هستید و مکان کنترل بیرونی که در آن حس میکنید توسط شرایط بیرونی کنترل میشوید، علاقه زیادی دارند و درباره آن بحثها و کتابهای زیادی نوشته اند. 
وقتی مکان کنترل از بیرون باشد، احساس میکنید توسط رئیستان یا قبض ها، فشار کار و مسئولیت ها کنترل می شوید و بنابراین حس می کنید که در مدت زمان خیلی کم باید کار زیادی را انجام دهید و مسئول زمان خود و زندگی خود نیستید. تقریبا هر کاری که انجام می‎ دهید، واکنش هایی به رویدادهای بیرونی است. اما به صورت برعکس وقتی مکان کنترل از درون باشد، حس میکنید مسئول زمان و زندگی خود هستید و بنابراین کنترل زمان را به دست میگیرید و اعمال شما برمبنای اهداف تان انجام میشود. 
تفاوت بزرگی بین عملی که برمبنای خودمختاری و داشتن هدف انجام میشود و واکنشی که پاسخ آنی به محرک بیرونی است، وجود دارد. این تفاوت در حقیقت همان تفاوت بین احساس مثبت و داشتن کنترل زندگی و احساس منفی و تحت فشار بودن است. برای این که بتوانید از زمان و فرصتهای خود به خوبی استفاده کنید و به بهترین عملکرد برسید، باید با قدرت احساس کنید که در زمینههای مهم زندگی و تجارت کنترل دست شما است.

هنرستان کمال دانش در رشته کامپیوتر و رشته حسابداری با بهترین کادر تدریس هر ساله رتبه قابل قبولی در کنکور را دارد.

احساسات و افکار
در فلسفه گفته میشود، هر انسانی دارای یک مفهوم-شخصی است یعنی یک برنامه اصلی درون وجودش که رفتار او را در همه زمینه های مهم زندگی اش کنترل میکند. انسانهایی با مفهوم-شخصی بالا که به مدیریت زمان احترام میگذارند، خود را به عنوان انسانی می بینند و در نظر می گیرند که خود را کاملا سازماندهی کرده و به شکل موثری عمل و از زمان خود به خوبی استفاده میکند و بنابراین آن ها کاملا مسئولیت زندگی و کار خود را به گردن گرفته اند. 
مفهوم-شخصی شامل همه ایده ها، تصاویر و باورهای شما از خودتان است و از آنها ساخته شده است که در این میان، باور و روش شما برای مدیریت زمان نقش بسیار مهمی در ساختار آن دارد. انسان هایی هستند که باور دارند به خوبی روی زمان خود کنترل دارند و به شکل موثر و سازماندهی شده عمل میکنند اما بعضی دیگر همیشه احساس میکنند که از همه طرف تقاضای دیگران و شرایط محیط روی سرشان آوار میشود.

منبع: فیدیبو

           اگر فکر می کنید بعضی آدم ها خلاق به دنیا می آیند و شما از چنین موهبتی بی بهره هستید، اشتباه می کنید. برخی آدم ها خلاق ترند، چون خلاقیت را در خود پرورش می دهند. درحقیقت، کارشناسان معتقدند خلاقیت از اساس مهارتی آموختنی است. پس مانند هر مهارت دیگر، باید با تمرین و کوشش خلاق بودن را یاد بگیرید. خواستن کافی نیست و برای خلاق بودن باید هرروز تلاش کنید و خودتان را به سوی افکار نو و ایده های روشن سوق دهید
           «چطور به اینجا رسیدم، چطور ممکن است چنین گندی زده باشم؟!» این مکالمات ذهنی، برای خیلی از ما پیش آمده است. همه‌ ما اشتباهاتی مرتکب شده ایم و تصمیم های غلطی گرفته ایم که گاهی پیامدهای پرهزینه ای داشته اند. خودبخشودگی یا بخشیدن خودمان، به این معنی است که بتوانیم خودمان را به خاطر این اشتباهات و تصمیم های غلط ببخشیم
           کنکور یکی از مهم ترین آزمون های زندگی هر فرد و جزو خاطرات فراموش نشدنی عمر تحصیلی او به حساب می آید. در واقع کنکور را می توان ثمره 12 سال تحصیل در کلاس درس دانست که بخشی از زندگی و آینده فرد را رقم می زند و در این بین نکته مهم و قابل توجه، چگونگی استفاده از این فرصت و تبدیل آن به نقطه عطفی برای رسیدن به موفقیت است.
           برخی بر این باورند که این امر کاملا بستگی به استعداد دارد؛ یعنی همان مهارت های ذاتی که تعداد کمی از افراد باهوش با آنها به دنیا می آیند. برخی دیگر نیز معتقدند که این امر بیشتر با تلاش و کوشش در ارتباط است؛ یعنی تمرین بی وقفه تا زمانی که به هدف مورد نظر دست یابید.
           فکر می کنید در یک روز عادی چند بار تصمیم می گیرید؟ ده بار؟ شاید هم صد بار؟ به باور روان شناس ها تعداد این تصمیم ها خیلی بیشتر از چیزی است که فکر می کنیم، چیزی حدود هزار بار! اما چقدر در تصمیم گیری مهارت داریم؟ چه چیزهایی می توانند بر تصمیم ما تأثیر منفی بگذارند؟