هنرستان فنی و حرفه ای کمال دانش

info@kamaledanesh.ir

0098-21-77208610

شما اینجا هستید: خانه » معرفی کتاب » خودزنی »
۱۳۹۸ شنبه ۵ مرداد

کتاب خودزنی مجموعه‌ای از شش داستان کوتاه به قلم داوود آتش بیک است که به نقد معضل خشونت و آثار مخرب آن در اجتماع می‌پردازد.

نویسنده در این اثر با استفاده از ساختاری متفاوت و گوناگونی ماجراهایی که به اتفاقات صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها شباهت دارند، محیط اجتماعی، تأثیرات مخرب آن بر رفتار و اعمال انسان‌ها و خشونت جاری در جامعه را تحلیل می‌کند.

معرفی کتاب قبولی در کنکور

قابل توجه هنرجویان هنرستان رشته کامپیوتر و هنرجویان هنرستان رشته حسابداری با معرفی کتاب (خودزنی) با شما هستیم.

مضمون مشترک همه‌ی داستان‌های کتاب خودزنی، همان‌گونه که از عنوان آن‌ها به نظر می‌رسد و خود نویسنده هم با آوردن جمله‌ای در ابتدای اثر یادآوری می‌کند، شر، خشونت و آثار آن در زندگی افراد است. حتی داستان آخر نیز که درباره‌ی عشق است، پیرامون خشونت به وقوع می‌پیوندد.

داوود آتش بیک نویسنده و منتقد ادبی است که بسیاری از شما فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش را می‌شناسید. او کارش را به عنوان منتقد جدی ادبیات ایران از سال 88 آغاز نمود و در این مدت یادداشت‌ها و نقد‌های فراوانی به تحریر درآورده است. این کتاب اولین مجموعه‌ی داستان او محسوب می‌شود که با استقبال گسترده‌ای مواجه شده است.

بخشی از متن کتاب
برق چاقوی قصابی... نگاهی که آشناست... یعنی فکر می‌کنم آشناست... تک تیر برق کل محل سوخته بود و چیز زیادی دیده نمی‌شد. و بعد، دردی که پیچید به تمام تنم و خونی که از شکم لت و پارم و لابه‌لای مشتی که روش فشار می‌دادم فواره ‌زد. لامصب، چاقو را توی شکمم با فشار می‌چرخاند. احساس می‌کردم نوکش آن تو به جایی گیر کرده و با فشار و چرخش کش می‌آید و نمی‌دانم چی بود. رگ‌ بود یعنی؟ کش می‌آمد... هنوز هم از فکرش ستون فقراتم تیر می‌کشد. مغزم از درد داشت می‌ترکید. از حال رفتم. چیز دیگری یادم نمی‌آید.

ظهرها وقت ملاقات پریسا می‌آید. به پرستار سپرده‌ام راهش ندهد. دوست ندارم ببینمش. روزهای اول کوتاه نمی‌آمد. پاش را کرده بود توی یک کفش و می‌گفت دوست دارد ببیند یا بپرسد چرا نمی‌خواهم ببینمش. روز بعد برایم چند شاخه گل داوودی آورد. باز هم گفتم نه، نمی‌خواهم. به پرستار گفته نمی‌فهمم چرا؟ پرسیده چیزی به شما نگفته؟ انگار خاصیت این زخم عمیق لعنتی باشد که صریح‌ترم کرده. با خودم. با او. صاف‌ترم. می‌دانم دوست ندارم تصویر تازه‌ای از او در ذهنم داشته باشم. از وقتی که چاقو خورده‌ام دیگر دوست ندارم پریسا را ببینم.

هنرستان کمال دانش در رشته کامپیوتر و رشته حسابداری با بهترین کادر تدریس هر ساله رتبه قابل قبولی در کنکور را دارد.

پریسا، زنم، زنی که قرار بود تا ابد در کنار هم باشیم، بچه‌ بیاوریم، دور دنیا را بگردیم... حتی خودم هم نمی‌دانم چه ربطی بین‌شان وجود دارد؛ بین چاقو و پریسا. شاید نمی‌خواهم چیزهایی را که این شش‌ماهه بین‌مان گذشته مرور کنم. خسته‌ام انگار. از همه خسته‌ام. بچه‌ها از داروخانه مدام تماس می‌گیرند ببینند کی برمی‌گردم. جای مسئول فنی کی را بگذارند. جواب نمی‌دهم. دیگر برایم مهم نیست. به‌جاش دوست دارم به روزهای اول آشنایی با پریسا برگردم. دوست دارم تصویری که از پریسا در ذهن دارم محدود به همان دیدار اول تو کافه باشد؛ انعکاس زردی نور شمع، روی پوست سفید و لطیف بدون آرایش و چشم‌های گرد و عسلی مرطوبش.

منبع: کتابراه

           اگر فکر می کنید بعضی آدم ها خلاق به دنیا می آیند و شما از چنین موهبتی بی بهره هستید، اشتباه می کنید. برخی آدم ها خلاق ترند، چون خلاقیت را در خود پرورش می دهند. درحقیقت، کارشناسان معتقدند خلاقیت از اساس مهارتی آموختنی است. پس مانند هر مهارت دیگر، باید با تمرین و کوشش خلاق بودن را یاد بگیرید. خواستن کافی نیست و برای خلاق بودن باید هرروز تلاش کنید و خودتان را به سوی افکار نو و ایده های روشن سوق دهید
           «چطور به اینجا رسیدم، چطور ممکن است چنین گندی زده باشم؟!» این مکالمات ذهنی، برای خیلی از ما پیش آمده است. همه‌ ما اشتباهاتی مرتکب شده ایم و تصمیم های غلطی گرفته ایم که گاهی پیامدهای پرهزینه ای داشته اند. خودبخشودگی یا بخشیدن خودمان، به این معنی است که بتوانیم خودمان را به خاطر این اشتباهات و تصمیم های غلط ببخشیم
           کنکور یکی از مهم ترین آزمون های زندگی هر فرد و جزو خاطرات فراموش نشدنی عمر تحصیلی او به حساب می آید. در واقع کنکور را می توان ثمره 12 سال تحصیل در کلاس درس دانست که بخشی از زندگی و آینده فرد را رقم می زند و در این بین نکته مهم و قابل توجه، چگونگی استفاده از این فرصت و تبدیل آن به نقطه عطفی برای رسیدن به موفقیت است.
           برخی بر این باورند که این امر کاملا بستگی به استعداد دارد؛ یعنی همان مهارت های ذاتی که تعداد کمی از افراد باهوش با آنها به دنیا می آیند. برخی دیگر نیز معتقدند که این امر بیشتر با تلاش و کوشش در ارتباط است؛ یعنی تمرین بی وقفه تا زمانی که به هدف مورد نظر دست یابید.
           فکر می کنید در یک روز عادی چند بار تصمیم می گیرید؟ ده بار؟ شاید هم صد بار؟ به باور روان شناس ها تعداد این تصمیم ها خیلی بیشتر از چیزی است که فکر می کنیم، چیزی حدود هزار بار! اما چقدر در تصمیم گیری مهارت داریم؟ چه چیزهایی می توانند بر تصمیم ما تأثیر منفی بگذارند؟