هنرستان فنی و حرفه ای کمال دانش

info@kamaledanesh.ir

0098-21-77208610

شما اینجا هستید: خانه » معرفی کتاب » ما آواره‌ایم »
۱۳۹۸ سه شنبه ۱۶ مهر

این کتاب سرگذشت من و داستان هایی از دختران آواره از سراسر دنیا به قلم ملاله یوسف زی، اثری بهت برانگیز و پرفروش که برنده ی جایزه صلح نوبل نیز شده، با هدف درک زندگی و شرایط پناهجویان و مهاجران اجباری نوشته شده است.

ملاله یوسف زی (Malala Yousefza) در کتاب ما آواره ایم (We are displaced)، داستان آوارگی اش را نه برای اینکه به گذشته اش توجه شود، بلکه به احترام افرادی که با آن ها دیدار کرده است و کسانی که هیچ گاه ملاقات نخواهد کرد، در میان می گذارد. این کتاب به اثری پرفروش در حوزه ی حقوق بشر و مسائل فرهنگی و خانوادگی، به انتخاب نوجوانان و جوانان تبدیل شده است.

معرفی کتاب قبولی در کنکور

قابل توجه هنرجویان هنرستان رشته کامپیوتر و هنرجویان هنرستان رشته حسابداری با معرفی کتاب (ما آواره‌ایم: سرگذشت من و داستان هایی از دختران آواره از سراسر دنیا) با شما هستیم.

به عقیده ملاله در این کتاب، تنها چیزی که پناهجویان را از دیگر افراد متفاوت می کند این است که در جنگ و درگیری ای گرفتار شده اند که آن ها را مجبور کرده تا خانه، عزیزان و زندگی شان را رها کنند و در طول مسیر، خطرات بسیاری را به جان بخرند. حال سوال این است به چه دلیل؟ زیرا اکثر مواقع یک انتخاب بین مرگ و زندگی وجود دارد.

به نظر می رسد امروزه برای پناهجویان یا افراد بی خانمان که به دلیل اعمال خشونت مجبور به فرار شده اند، هیچ مکان امنی وجود ندارد. طبق آمار سازمان ملل، تا سال 2017، 68.5 میلیون نفر در سرتاسر جهان، به اجبار آواره و 25.4 میلیون نفر هم پناهجو شده اند.

بله آنقدر تعدادشان زیاد و گیج کننده است که فراموش خواهید کرد این ها مردمی هستند که از سر اجبار، خانه های خود را ترک کرده اند. آن ها معلمان، پزشکان، وکلای دادگستری، روزنامه نگاران، شاعران، روحانیون و نیز کودکان هستند، بله بی شک تعداد زیادی کودک. مردم از یاد می برند که تو فعال اجتماعی، دانش آموز، پدری به نام ضیاءالدین و یا دختری به نام ملاله بودی. اما آوارگانی که جمعیتی به این بزرگی را تشکیل می دهند، انسان هایی با صدها امید و آرزو برای آینده ای بهتر هستند.

ملاله یوسف زی که خود نیز در سن یازده سالگی بی خانمان و آواره شده است این افتخار را داشته تا با افراد بسیاری آشنا شود. افرادی که مجبور شدند زندگی شان را اغلب از اول در سرزمین های بیگانه بسازند. افرادی که خیلی چیزها از جمله معشوقه شان را از دست داده اند و سپس مجبور شده اند تا از نو زندگی شان را بسازند. این به معنای یادگیری زبان جدید، فرهنگ جدید و شیوه ی جدیدی از بودن است.

بخشی از متن کتاب
وقتی چشمانم را می بندم و دوران کودکی ام را به یاد می آورم، جنگل های کاج و کوه های سر به فلک کشیده ی پوشیده از برف را می بینم؛ صدای رود های خروشان را می شنوم؛ زمین آرمیده در زیر پاهایم را احساس می کنم. من در سوات، که زمانی به عنوان «سوئیس شرق» شناخته می شد، به دنیا آمدم. خیلی ها آن را بهشت می نامند و تصور من هم از سوات همین است. این دورنمایی از تک تک شادترین خاطرات دوران کودکی ام است، دویدن در خیابان ها با دوستانم؛ بازی کردن روی پشت بام خانه مان در مینگوره، شهر اصلی سوات؛ دیدن عموزاده ها و خویشاوندان همخونم در شانگله، دهکده ی کوهستانی، جایی که والدینم، هر دو در آن جا متولد شدند؛ گوش دادن به دردودل های مادرم و تک تک دوستانش هنگام چای عصرانه در منزلمان و بحث سیاسی پدرم به همراه دوستانش.

هنرستان کمال دانش در رشته کامپیوتر و رشته حسابداری با بهترین کادر تدریس هر ساله رتبه قابل قبولی در کنکور را دارد.

پدرم را به یاد می آورم که در مورد طالبان صحبت می کرد، ولی به عنوان تهدیدی دور. حتی وقتی کودک کم سن و سالی بودم، به سیاست علاقه مند بودم و به هر چیزی که پدرم و دوستانش در موردش حرف می زدند، گوش می کردم، حتی اگر متوجه نمی شدم. در آن روزها طالبان در افغانستان بود نه در پاکستان. چیزی نبود که به ما ارتباط داشته باشد. بی شک برای من و برادر کوچک ترم، خوشال، هیچ جای نگرانی نبود. پس از او، نوزادی به نام عطال به دنیا آمد. بزرگ ترین مشکلم این بود که احساس می کردم برادرانم خانه را تصاحب می کنند.

منبع: کتابراه

           آیا فرزند شما می‌تواند این کارها را انجام دهد؟ مثلا شناسایی احساسات یا تماس گرفتن در زمان درست و یاحتی تهیه فهرست خرید؟ اگر هنوز فرزند شما حتی یکی از این کارها را انجام نمیدهد این مقاله حتما مطالعه کنید.
           همه ما به دنبال زندگی شادتر هستیم. وقتی شاد هستیم، دنیا بر وقف مرادمان می ­شود و همه اتفاق­های خوب برایمان رخ می ­دهد. در حقیقت احساس خوشحالی باعث می­ شود شما احساس خوبی نسبت به خودتان و محیط اطرافتان داشته باشید.
           زندگی بالا و پایین دارد. فرقی نمی کند که مادری آرزومند باشید که چشم به آینده فرزندانش دارد، کارمندی سخت کوش در انتظار ترفیع رتبه یا کسی که به تازگی عزیزی را از دست داده است؛ همه ما در گذر از دشواری ها نیازمند امید هستیم. برای رسیدن به امید باید از منطقی بودن بیش از اندازه دست بردارید. ما باید به راستی بپذیریم که رویدادها و فرصت های بهتری در پیش روی مان هستند. حتی اگر اوضاع به خوبی پیش نمی رود، باید در پس ذهن مان باور داشته باشیم که داستان ما فراتر از این است
           اگر فکر می کنید بعضی آدم ها خلاق به دنیا می آیند و شما از چنین موهبتی بی بهره هستید، اشتباه می کنید. برخی آدم ها خلاق ترند، چون خلاقیت را در خود پرورش می دهند. درحقیقت، کارشناسان معتقدند خلاقیت از اساس مهارتی آموختنی است. پس مانند هر مهارت دیگر، باید با تمرین و کوشش خلاق بودن را یاد بگیرید. خواستن کافی نیست و برای خلاق بودن باید هرروز تلاش کنید و خودتان را به سوی افکار نو و ایده های روشن سوق دهید
           «چطور به اینجا رسیدم، چطور ممکن است چنین گندی زده باشم؟!» این مکالمات ذهنی، برای خیلی از ما پیش آمده است. همه‌ ما اشتباهاتی مرتکب شده ایم و تصمیم های غلطی گرفته ایم که گاهی پیامدهای پرهزینه ای داشته اند. خودبخشودگی یا بخشیدن خودمان، به این معنی است که بتوانیم خودمان را به خاطر این اشتباهات و تصمیم های غلط ببخشیم