هنرستان فنی و حرفه ای کمال دانش

info@kamaledanesh.ir

0098-21-77208610

شما اینجا هستید: خانه » معرفی کتاب » قرار ملاقات با زندگی »
۱۳۹۹ جمعه ۱۹ ارديبهشت

زالیا کاهاواته در کتاب قرار ملاقات با زندگی، از امیدی که در دلش است و نمی گذارد تسلیم شود، تجربیاتی که هنگام مبارزه با طبیعت برای زندگی کردن بدست آورده، ترک اعتیادش، کارآفرینی ها و فعالیت خیریه اش سخن می گوید.

او به دلیل شیمی درمانی وضعیت جسمی دشواری داشته و طی این دوره 95 درصد بینایی اش را از دست داده است اما دیدگاهی مثبت به زندگی دارد و و به پاس تجربیات تلخی که از سر گذرانده و شرایط سخت زندگی اش تجربیاتی سودمند کسب می کند.

هنرستان رشته کامپیوتر معرفی کتاب

خواندن کتاب قرار ملاقات با زندگی (Mein blind date mit dem leben) برای همه خصوصا کسانی که از استعداد ها و توانایی های خود غافلند بسیار مفید است. این کتاب به شما درس زندگی می دهد. حتی اگر سختی هایی که در کتاب به آن ها اشاره شده را تجربه نکرده باشید و زندگی راحتی داشته باشید.

قابل توجه هنرجویان هنرستان رشته کامپیوتر و هنرجویان هنرستان رشته حسابداری با معرفی کتاب (قرار ملاقات با زندگی) با شما هستیم.

زالیا کاهاواته (Saliya Kahawatte) در کتاب حاضر آورده است: تجربه به من آموخته است که بیشتر افراد آنچه را که نمی توانند تصور کنند، انجام ناپذیر و غیرممکن می پندارند و همین باعث می شود که خود و دیگران را در چهارچوب های فکری و عملی و عادات روزمره محدود کنند و توانایی های بالقوۀ بیشماری را بلااستفاده رها کنند. چنین اشخاصی وقتی در برابر کسی مانند من قرار می گیرند که از دید آن ها به یک زندگی ظاهراً غیرِممکن، عملاً حرکت و پویایی و امکان بخشیده است، عکس العملی توأم با ناباوری و گاه شک و تردید نشان می دهند.

او بهترین و مهم ترین درس ها را در دوران های دشوار زندگی اش آموخته است برای مثال در جریان مبارزه اش با سرطان توانایی یافتن دشمنان درونی، شناخت درست و غلبه بر آن ها و بعدتر دستاوردهای جدید و مهم تری را در دوران روان درمانی و ترک اعتیاد بدست آورده است.

در بخشی از کتاب قرار ملاقات با زندگی می خوانیم:

به این ترتیب آخرین قدم استراتژی من هم نتیجه داد. شگفت آور این بود که به شکلی معجزه آسا و به سرعت حالم رو به بهبودی می رفت. از نیمۀ نوامبر اجازه داشتم برای ساعت های طولانی به پارک بروم. یک بار باران تندی بارید. من سرم را تا جایی که می شد به پشت خم کرده بودم تا بتوانم تا حد امکان بیشترین قطرات درشت باران را روی صورتم حس کنم.

حس غیرقابل توصیف و بی نهایت زیبایی بود. بالأخره از بیمارستان مرخص شدم اما نه برای همیشه. هنوز یک عمل جراحی بزرگ پیش رو داشتم. من و لارا حتی ثانیه ای فکرمان را به این دلیل خراب نکردیم. کم کم موهایم شروع به درآمدن کردند اما من به سر طاسم عادت کرده بودم و هر هفته چندین بار سرم را تا ته اصلاح می کردم. این مدل را تا به الان هنوز هم می پسندم. این طاسی مرا یاد دورانی می اندازد که در آن با موفقیت از همراه شدن با مرگ سر باز زده بودم.

هنرستان کمال دانش در رشته کامپیوتر و رشته حسابداری با بهترین کادر تدریس هر ساله رتبه قابل قبولی در کنکور را دارد.

به رغم اینکه قانوناً هنوز بیمار محسوب می شدم اما در رستوران مشغول به کار شدم. کارمان بسیار گرفته بود. بسیاری از مهمانان برای جشن کریسمس سالن را رزرو کرده بودند. شب ها با کمک لارا به حساب و کتاب ها می رسیدم. او رقم به رقم تمام فاکتورها را برایم خواند تا جایی که توانستم حساب ماه هایی که نبوده ام را نیز بازیابی و رسیدگی کنم. بعد از آن یک مشاور مالیاتی استخدام کردم تا به صورت مرتب در پایان هر سال کاری به امور مالیاتی رسیدگی کند.

در تاریخ 6 دسامبر 1994 روز تولد بیست و پنج سالگی ام ساعت هشت صبح برای دومین بار به اتاق عمل منتقل شدم. قرار بود طی عملی هشت ساعته برای احتیاط، تعداد زیادی از غدد لنفاوی ناحیۀ شکم را خارج کنند. حتی رئیس بخش هم قرار بود سر عمل حاضر شود.

منبع: کتابراه

           اگر فکر می کنید بعضی آدم ها خلاق به دنیا می آیند و شما از چنین موهبتی بی بهره هستید، اشتباه می کنید. برخی آدم ها خلاق ترند، چون خلاقیت را در خود پرورش می دهند. درحقیقت، کارشناسان معتقدند خلاقیت از اساس مهارتی آموختنی است. پس مانند هر مهارت دیگر، باید با تمرین و کوشش خلاق بودن را یاد بگیرید. خواستن کافی نیست و برای خلاق بودن باید هرروز تلاش کنید و خودتان را به سوی افکار نو و ایده های روشن سوق دهید
           «چطور به اینجا رسیدم، چطور ممکن است چنین گندی زده باشم؟!» این مکالمات ذهنی، برای خیلی از ما پیش آمده است. همه‌ ما اشتباهاتی مرتکب شده ایم و تصمیم های غلطی گرفته ایم که گاهی پیامدهای پرهزینه ای داشته اند. خودبخشودگی یا بخشیدن خودمان، به این معنی است که بتوانیم خودمان را به خاطر این اشتباهات و تصمیم های غلط ببخشیم
           کنکور یکی از مهم ترین آزمون های زندگی هر فرد و جزو خاطرات فراموش نشدنی عمر تحصیلی او به حساب می آید. در واقع کنکور را می توان ثمره 12 سال تحصیل در کلاس درس دانست که بخشی از زندگی و آینده فرد را رقم می زند و در این بین نکته مهم و قابل توجه، چگونگی استفاده از این فرصت و تبدیل آن به نقطه عطفی برای رسیدن به موفقیت است.
           برخی بر این باورند که این امر کاملا بستگی به استعداد دارد؛ یعنی همان مهارت های ذاتی که تعداد کمی از افراد باهوش با آنها به دنیا می آیند. برخی دیگر نیز معتقدند که این امر بیشتر با تلاش و کوشش در ارتباط است؛ یعنی تمرین بی وقفه تا زمانی که به هدف مورد نظر دست یابید.
           فکر می کنید در یک روز عادی چند بار تصمیم می گیرید؟ ده بار؟ شاید هم صد بار؟ به باور روان شناس ها تعداد این تصمیم ها خیلی بیشتر از چیزی است که فکر می کنیم، چیزی حدود هزار بار! اما چقدر در تصمیم گیری مهارت داریم؟ چه چیزهایی می توانند بر تصمیم ما تأثیر منفی بگذارند؟