هنرستان فنی و حرفه ای کمال دانش

info@kamaledanesh.ir

0098-21-77208610

شما اینجا هستید: خانه » معرفی کتاب » قدرت عادت »
۱۳۹۹ سه شنبه ۳۱ تير

چارلز داهیگ، نویسنده و گزارشگر معروف، در کتاب قدرت عادت، ما را از کشفیات تکان دهنده ای درباره علم عادت ها آگاه می کند که برای همیشه نحوه شکل گیری و تغییر آن ها را می آموزیم.

هنرستان رشته کامپیوتر معرفی کتاب

کتاب قدرت عادت (The Power Of Habit) چکیده ی صدها پژوهش دانشگاهی، مصاحبه با بیش از سیصد دانشمند، مدیر و تحقیقات انجام شده در ده ها شرکت و سازمان است که حدود 62 هفته در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار گرفته بود.

قابل توجه هنرجویان هنرستان رشته کامپیوتر و هنرجویان هنرستان رشته حسابداری با معرفی کتاب (قدرت عادت) با شما هستیم.

این اثر به سه بخش تقسیم شده است؛ بخش اول به این موضوع اختصاص دارد که عادت ها چگونه در زندگی افراد پدید می آیند. این بخش عصب شناسی شکل گیری عادت، چگونگی ساختن عادت های جدید، تغییر عادت های قدیمی و روش های مختلف این فرایند را بررسی می کند. برای نمونه، اینکه چگونه مسواک زدن از یک امر غیرعادی و عجیب به یک دغدغه ملی تبدیل می شود.

در این بخش توضیح داده می شود که چطور شرکت پروکتر اند گمبل توانست با استفاده از الگوهای عادتی مشتریان یک اسپری خوش بو کننده هوا به نام فیبریز را به یک تجارت میلیارد دلاری تبدیل کند یا اینکه چگونه انجمن معتادان گمنام توانست با حمله به عادت ها در اوج اعتیاد، زندگی هزاران تن را تغییر دهد و اینکه چگونه مربی معروف، تونی دانگی، توانست سرنوشت بدترین تیم لیگ ملی فوتبال امریکا را با تمرکز بر واکنش های خودکار بازیکنانش به کلیدهای ظریف زمین بازی، به کلی تغییر دهد.

بخش دوم عادت های شرکت ها و سازمان های موفق را بررسی می کند. این بخش جزئیات نحوه عملکرد مدیر شرکت آلکوا، پاول اونیل، را شرح می دهد که چگونه پیش از آنکه وزیر دارایی شود توانست با تمرکز بر یک عادت محوری، این شرکت رو به نابودی را به صدر جدول «میانگین صنعتی داو جونز» بکشاند یا اینکه چگونه استارباکس توانست با القا کردن عادت هایی که برای تقویت اراده طراحی شده بودند، یک دانش آموز مردودی را به یکی از مدیران برتر دنیا تبدیل کند. این بخش توضیح می دهد وقتی عادت های سازمانی یک بیمارستان نادرست باشد، حتی ممکن است زبردست ترین جراحان نیز مرتکب اشتباهات جبران ناپذیر و مرگبار شوند.

بخش سوم عادت های جوامع را بررسی می کند. این بخش توضیح می دهد چگونه مارتین لوترکینگ و جنبش های حقوق مدنی تا حدی از راه تغییر عادت های اجتماعی در مونتگومری آلاباما به پیروزی رسیدند و اینکه چگونه کشیشی جوان به نام ریک وارن توانست با تمرکز بر تغییر همان عادت های مشابه، بزرگ ترین کلیسای کشور را در منطقه سدلبک کالیفرنیا بسازد. در پایان این بخش به سؤال های اخلاقی پیچیده تر پاسخ می دهیم، مانند اینکه اگر قاتلی در انگلستان بتواند ثابت کند این عادت های او بوده اند که او را وادار به قتل کرده اند، باید آزاد شود.

چارلز داهیگ (Charles Duhigg) در این کتاب بر عادت هایی تمرکز دارد که به طور مشخص تعریف شده اند: انتخاب هایی که همه ی ما زمانی آگاهانه برمی گزینیم؛ سپس بدون آنکه به آن ها فکر کنیم، هر روز انجامشان می دهیم. همه ی ما در نقطه ای از زمان آگاهانه تصمیم گرفته ایم چقدر بخوریم، چقدر بخوابیم، وقتی از خواب بیدار شدیم ابتدا چه کاری انجام دهیم، چه وقت پیاده روی کنیم و غیره. آنگاه برای هیچ یک از این کارها دیگر تصمیم نگرفتیم و آن رفتار در ما خودکار شد و این از لحاظ عصب شناسی یک نتیجه کاملاً طبیعی است. حال ما با درک اینکه چگونه این اتفاق می افتد، می توانیم آن الگوها را هرطور که می خواهیم بازسازی کنیم.

در بخشی از کتاب قدرت عادت می خوانیم
آیا می خواهید عادت غذایی جدیدی در خود ایجاد کنید؟ محققان مرکز ملی کنترل وزن امریکا در پروژه ای که بیش از شش هزار تن در آن بین 15 تا 20 کیلو وزن کم کرده بودند، متوجه شدند 78% شرکت کنندگان هر روز صبحانه ای مشخص ی خورند (سرنخ)، اما بیشتر کسانی که در رژیم غذایی خود موفق شده بودند، پاداشی مشخص برای متعهد ماندن خود نیز در نظر گرفته بودند. این پاداش می توانست هر چیزی باشد، لباسی بخصوص، حس رضایت و غرور از رفتن روی ترازو و پایین آوردن وزن، تناسب اندام یا خلاصه چیزی که به راستی می خواستند و با دقت انتخاب کرده بودند. هر وقت وسوسه می شدند رژیم غذایی خود را بشکنند، بر پاداش خود تمرکز می کردند تا جایی که این تمایل به نوعی وسواس خفیف تبدیل شد. محققان دریافتند تمایل افراد به پاداش، بر وسوسه شکستن تعهدشان غلبه می کند. این میل به پاداش چرخه عادت را در آن ها استوار می کرد.

هنرستان کمال دانش در رشته کامپیوتر و رشته حسابداری با بهترین کادر تدریس هر ساله رتبه قابل قبولی در کنکور را دارد.

شناخت و درک علم تمایلات برای شرکت ها موضوعی حیاتی است. بسیاری از کارها هستند که ما باید آن ها را روزانه و منظم انجام دهیم اما هرگز به عادت تبدیل نمی شوند. برای مثال ما باید هر روز مراقب میزان مصرف نمک یا شکر مان باشیم یا آب زیادی بنوشیم، همچنین باید هر روز سبزیجات بیشتر و چربی کمتر بخوریم، باید هر روز ویتامین مصرف کنیم و ضد آفتاب بزنیم. لزوم عادت شدن مورد آخر بسیار واضح است: زدن مقدار کمی ضدآفتاب به صورت هر روز صبح میزان احتمال ابتلا به سرطان پوست را تا حد زیادی کاهش می دهد؛ اما با وجود این کمتر از 10% امریکایی ها هر روز ضدآفتاب استفاده می کنند در حالی که همه آن ها هر روز دندان هایشان را مسواک می زنند. چرا؟

منبع: کتابراه

           آیا فرزند شما می‌تواند این کارها را انجام دهد؟ مثلا شناسایی احساسات یا تماس گرفتن در زمان درست و یاحتی تهیه فهرست خرید؟ اگر هنوز فرزند شما حتی یکی از این کارها را انجام نمیدهد این مقاله حتما مطالعه کنید.
           همه ما به دنبال زندگی شادتر هستیم. وقتی شاد هستیم، دنیا بر وقف مرادمان می ­شود و همه اتفاق­های خوب برایمان رخ می ­دهد. در حقیقت احساس خوشحالی باعث می­ شود شما احساس خوبی نسبت به خودتان و محیط اطرافتان داشته باشید.
           زندگی بالا و پایین دارد. فرقی نمی کند که مادری آرزومند باشید که چشم به آینده فرزندانش دارد، کارمندی سخت کوش در انتظار ترفیع رتبه یا کسی که به تازگی عزیزی را از دست داده است؛ همه ما در گذر از دشواری ها نیازمند امید هستیم. برای رسیدن به امید باید از منطقی بودن بیش از اندازه دست بردارید. ما باید به راستی بپذیریم که رویدادها و فرصت های بهتری در پیش روی مان هستند. حتی اگر اوضاع به خوبی پیش نمی رود، باید در پس ذهن مان باور داشته باشیم که داستان ما فراتر از این است
           اگر فکر می کنید بعضی آدم ها خلاق به دنیا می آیند و شما از چنین موهبتی بی بهره هستید، اشتباه می کنید. برخی آدم ها خلاق ترند، چون خلاقیت را در خود پرورش می دهند. درحقیقت، کارشناسان معتقدند خلاقیت از اساس مهارتی آموختنی است. پس مانند هر مهارت دیگر، باید با تمرین و کوشش خلاق بودن را یاد بگیرید. خواستن کافی نیست و برای خلاق بودن باید هرروز تلاش کنید و خودتان را به سوی افکار نو و ایده های روشن سوق دهید
           «چطور به اینجا رسیدم، چطور ممکن است چنین گندی زده باشم؟!» این مکالمات ذهنی، برای خیلی از ما پیش آمده است. همه‌ ما اشتباهاتی مرتکب شده ایم و تصمیم های غلطی گرفته ایم که گاهی پیامدهای پرهزینه ای داشته اند. خودبخشودگی یا بخشیدن خودمان، به این معنی است که بتوانیم خودمان را به خاطر این اشتباهات و تصمیم های غلط ببخشیم